X
تبلیغات
رایتل

مخاطب نداریم

لطفاً پارک نفرمائید

حتی شما دوست عزیز

(’’’’\___ چــشـم تو چــشـم ___/’’’’)

 

 


یکشنبه 21 آبان‌ماه سال 1385

کارگر دان

سکانس اول:

تلفن زنگ می خوره ...
نگاه می کنم بهش !
شماره ی تلفن که آشناست ...
عکسش هم آشناست ...
چه جلب ! ... دوستمه !!!

Answer ......

در همین لحظه مخابرات متاسفانه کانکشن ما رو قهوه ای می کنه و ...
ما دو تا میریم رو خط تماس دو نفر دیگه ...
هر کدوم با یکی ....

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

یاد یه چیزی افتادم ..
اون قدیما که تلویزیون نگاه می کردم ...

توی یکی از مجموعه های طنز کوتاه مهران مدیری ...
یه نقشی بود که خودش بازی می کرد ...

نقش یه کارگردان ...

که تو اون نقش از ملتی که می رفتن سراغش ..
تست بازیگری می گرفت ....

یادمه خیلی ها تا اینو پخش می کرد غرغر می کردن ...
اکثرا خوششون نمیومد ..

یه نقش به ظاهر تلخ و یخ و بی حس و سرد و نچسب ......

یعنی اون نقش عشق من بودا ..........

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سکانس دوم :

اونطرف قضیه دوست من و ..........

یه آقاهه : خوب من نیم ساعت دیگه بهت زنگ می زنم .
دوستم : تویی ؟
همون آقاهه : بله ؟ شما ؟
دوستم : انگار خط رو خط شده ...
باز همون آقاهه : بله ... خداحافظ ..
دوستم : خداحافظ

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

وقتی سرباز میشی ...

چه دیپلم باشی چه لیسانس ..
چه تو هتل خدمت کنی چه زندون ..
چه سر برج باشی چه تو جاده چالوس ..
چه درجه دار باشی چه دیجیتال !!
چه مایه دار باشی چه فقیر ..

به حدی تعطیلت می کنن که بعد از ۴ ماه خدمت ...

یه کلاغ به خودش اجازه میده رو سرت نقطه بازی کنه !!
و البته این طبیعت یه پرنده است که شل و سفت رو با هم دفع می کنه !
هیچ فرقی هم نداره که کلاغش پسر باشه یا دختر !

چیزی که مسلمه اینه که اون سربازه .... پسره !!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

سکانس سوم :

این طرف ماجرا .. من و ......

من گوشی رو بر می دارم ...
قبل ازاینکه حرفی بزنم ..
و حتی تصمیم به صحبت کردن بگیرم !!
می ببینم یه نفر داره صحبت می کنه ....
و با شنیدن صداش فهمیدم دوباره زاییدیم !!

ناگهان احساس می کنم دارم خبیث میشم !!
افکار پلید ! هجوم میارن .......
با خودم گفتم بذار یکم اذیت کنیم !

دوست دختر همون آقاهه : خوب فردا بهت زنگ می زنم با هم بریم بیرون .. خوبه ؟!
من : اوم ... آره .. چرا بد باشه ؟! .. اصلا فردا چرا .. همین امروز خوبه ؟!
اون خانومه : یه مکث کوچولو .... بوب بیب بوق بیق بیب بیییییییب .....
من : بی فرهنگ چرا قطع می کنی ؟! خودت زنگ زدی پیشنهاد دادی !!



+ نوشته شده توسط مهندس در ساعت 04:15 ب.ظ

مغز متفکر (17)


بالا