X
تبلیغات
رایتل

مخاطب نداریم

لطفاً پارک نفرمائید

حتی شما دوست عزیز

(’’’’\___ چــشـم تو چــشـم ___/’’’’)

 

 


شنبه 4 شهریور‌ماه سال 1385

نارندگی

فک کنم هنوز خیلی مونده تا بتونم بفهمم که .....
ماشین ما استاندارد نیست یا اینکه ابعاد من خیلی تخیلیه !

البته مشخصا من خیلی غیر استاندارد تر هستم !

می شینم پشت فرمون ...
احساس می کنم که زانوهام گیر می کنه به همه چیز ....
فرمون .. سوئیچ ... هر چیزی که اون زیر هست ...
بعد یکم فکر می کنم ...
صندلی رو رو به عقب می خوابونم ...
بعد ظاهرا  هیچ کمکی به حل مسئله نمی کنه ...
صندلی رو به حالت اول بر می گردونم ...
بعد صندلی رو می کشم عقب  ...
به دنده نگاه می کنم ...
می بینم در موقعیت مناسب قرار گرفته ...
اما هنوز یه مشکل دیگه هست ...
دستم به فرمون نمی رسه !!
بعد صندلی رو تا جایی که جا داره رو به جلو خم می کنم ...
حالا دستم به فرمون رسید ...
ولی الان به جای اینکه من به پشتی صندلی تکیه داده باشم ...
اون به من تکیه داده ....
دوباره صندلی رو صاف می کنم ...
حالا قشنگ میشه روش لم داد ...
بعد صندلی رو می کشم جلو ...
دوباره زانوهام گیر می کنه ...... !

بعد ماشینو روشن می کنم ....
یادم میاد قفل فرمون رو باز نکردم ...
دوباره خاموش می کنم ..

میگم اصلا ولش کن .. هان ؟!!

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

خسته تر از اونی هستم که الان بخوام خستگی هام رو لیست کنم ....



+ نوشته شده توسط مهندس در ساعت 02:53 ب.ظ

مغز متفکر (15)


بالا