X
تبلیغات
رایتل

مخاطب نداریم

لطفاً پارک نفرمائید

حتی شما دوست عزیز

(’’’’\___ چــشـم تو چــشـم ___/’’’’)

 

 


جمعه 22 مهر‌ماه سال 1384

مجله سلامت !

خسته ام من !!

آقا یکی از بی سابقه ترین کارآموزی ها رو ما رفتیم ! .. همه می رفتم با 1 هفته سروته 240 ساعت رو درمیاوردن ... ما کل 24 ساعت رو که رفتیم هیچ آخرش یارو می خواست ما رو 2 روز بفرسته کتابخونه !!
چند تا از جاهایی که رفتیم و اتفاقاتش ! ...
 
حراست :
توی این 30 روز نمی دونم تریپ ما چه اش !! بود که تقریبا هر روز به تمام پرسنل حراست باید کارت نشون می دادیم ! ... بچه های دیگه 3-4 روز یه بار فقط !
 
Accessory shop :
توی اتاق standby یه صندلی بود .. سر ظهر که همه اونجا خواب بودن من رفتم بشینم رو صندلی .. بعد نه اینکه یه پایه نداشت .. یه طرف اومد پایین .. اونطرفش رفت بالا کشیده شد به دیوار و سر و صدایی کرد که .... همه از خواب بیدار شدن !!
 
کارگاه موتور :
داشتیم از روی manual یه چیزایی می نوشتیم .. بعد مجله زیر دستم بود .. سرپرست کاراموزی اومد و رفت .. بعد یکی اومد گف حالا جدول هم حل میکنی حداقل جلوی این حل نکن !! ... عصمتمون گچی شد !!!
کارگاه هیدرولیک :
همه رفته بودن ماموریت .. هیچ کس نبود .. بعد یارو حتی روز نمیه شعبان نمی ذاشت ما ظهر بریم خونه !
 
کارگاه جوشکاری :
یه سری آدم یُبس !! ... یه یارو بود به من گیر داده بود که کفش ایمنی باید بپوشی و اینا ... فردا بپوش ... خلاصه فرداش هم یادم رفت و با صندل رفتم .. تو راه 2 تا از دوستامو دیدم که یکیشون یادآوری کرد .. منم صندل ها رو با کفش اون یکی که داشت می رفت دانشگاه عوض کردم ... خلاصه رفتیم ... دیدم این یارو نیومده ! ... مجبور شدم آخرش کلی راه برم تا دانشگاه بعد برم خونه !
یه مشکل دیگه هم این بود که تا چند روز توهم جوش داشتم ! .. چشمام از کاسه درومد !!!
 
کارگاه تراشکاری :
یه آقایی بود اون طرف دیسکو راه انداخته بود ! ... صدای موزیک رو زیاد کرده بود .. بعد به گوشش محافظ گذاشته بود ... با دستگاه پرس با اون همه سر و صدا داشت کار می کرد .... البته ما هم یکم ناشنوایی مزمن گرفتیم !
 
کارگاه فایبرگلاس :
یه لوله هایی بود که هوای کارگاه که تقریا شیمیایی بود و ضرر داشت رو sutction می کرد و میداد بیرون ... کل روز برق این کارگاه قطع بود و همه هم داشتن کار می کردن .... فکر نکنم چیزی از ریه های ما مونده باشه !!
 
کارگاه ترمز :
یه میز بود که روش روتور و استاتور ترمز رو میذاشتن .. یدفه ما نشستیم رو این میزه ... آخرش یکی گفت لباسهاتون رو خوب بشورید .. چون این ترمز ها رادیو اکتیو میشن !! ....... خوب این برای ناراحتی اعصاب و روان کافیه دیگه .. نه ؟! (البته فکر کنم یارو منظورش X-ray بود!!)
 
کارگاه بدنه (Sheet metal) :
یه چسب هایی بود مثل چسب دوقلو ... دست مالیدیم ببینیم چیه .. بعد قوطیشو پیدا کردیم ... وقتی خوندیم نوشته بود اگه به پوست مالیده شد سریع برید سراغ medical attention !!! ... پوستم هم دیگه تعطیل شد تا الان !
 
کارگاه چرخ :
یه آقایی بود گیر داده بود تو چرالاغری ؟ وسواس داری ؟!
یه آقایی هم بود که گیرداده بود : شما در مورد Network Marketing چیزی میدونید !! میخواست پرزنت کنه !!!!!!
 
چشم و پوست و گوش و ریه و همه ی اینا که fail شد ......
بس که ایستادیم واریس هم گرفتیم ...
کلیه هامون هم که خدا بیامرزه !! (بدون شرح!)
 
به نظر شما از این محیط کی سالم میاد بیرون ؟


+ نوشته شده توسط مهندس در ساعت 02:28 ب.ظ

مغز متفکر (10)


بالا