X
تبلیغات
رایتل

مخاطب نداریم

لطفاً پارک نفرمائید

حتی شما دوست عزیز

(’’’’\___ چــشـم تو چــشـم ___/’’’’)

 

 


جمعه 24 تیر‌ماه سال 1384

موتوریدن

بگاز بابا

یکی از دوستام یه موتور داره ...
 
بعد هر وقت که پشتش سوار میشم کلی حال می کنم ...
 
آدم حواس جمعی هست .... هوای تمام چاله چوله ها رو داره ... حتی یدونه هم از چشمش دور نمی مونه ...
من اینو با تمام وجود حس می کنم ... چون از روی تمام اونا رد میشه !! ... توی مسیر همواره به روان پاکش درود می فرستم !! ...
فکر کنم ستون فقرات تابیده ! (تاب برداشته) تا الان ... شاید چند وقت دیگه یه ویلچیر موتوری برام بخره !!
البته یه مشکل دیگه هم پیدا میشه به مرور زمان .. اینکه باسن مبارک آب لمو میشه !!
 
یه نفر دیگه هم هست ..
توی یه مسیر 5 دقیقه ای ، گلاب به روتون ، روم به دیوار !! .. یه دور ما رو غسل میده !! بس که تف می کنه !!
جلو و عقب هم فرقی نداره ...
اگه جلوش بشینی توی یقه ات .......... !
اگه هم پشتش بشینی باد میزنه همشو توی صورتت ......... !
 
اینم یکی از اون عادتهای تخیلی هست دیگه .. چه میشه کرد !
 
دارم به این فکر می کنم که چه کار خوبی کردم که الان 8 - 9 ماه هست که توفیق موتور سواری بهم دست نداده ! خدایا شکرت ...
 
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
 
ای تو روح این شرکت برق !
3 روزه ... شب که میشه برقمون می قطعه ... !


+ نوشته شده توسط مهندس در ساعت 11:21 ق.ظ

مغز متفکر (11)


بالا