X
تبلیغات
رایتل

مخاطب نداریم

لطفاً پارک نفرمائید

حتی شما دوست عزیز

(’’’’\___ چــشـم تو چــشـم ___/’’’’)

 

 


پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1383

ماه ای ؟!

منو بگیر !

دوست دارم بعضی شب ها یه جای خنک و خلوت و آروم و بلند دراز بکشم و به اون ماهی که توی آسمون هست نگاه کنم .. بعد از اون بالا به ماهی که توی حوض پر از ماهی داره با ماهی ها بازی میکنه نگاه کنم و بهش بگم با این که خیلی خوشگلی و خیلی ماهی ! .. ماهی 30 شب باید بیای و بری ولی فقط ماهی یکبار کامل میشی و از یک شبانه روز حتی نصفش هم سهم تو نیست .... حالا ما هی ! میگیم تو هم عین خیالت نباشه .. خوب ؟
 
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
 
هاتف (اون خوانندهه !!) :

سفر غریبی داشتم
    توی اون چشم سیاهت
        سفری که بر نگشتم
            گم شدم توی نگاهت
 
یه دل ساده ی ساده
    کوله بار سفرم بود
        چشم تو مثل یه سایه
            همه جا همسفرم بود
 از همون لحظه ی اول
    آخر راهو می دیدم
        تپش عشقو تو رگهام
            عاشقونه می شنیدم
تو شدی خونِ تو رگهام
    من دیگه خودم نبودم
        برای نفس کشیدن
            حالا محتاج تو بودم
 
وای اگر همسفر
بعد از این در سفر
بی تو من تنها باشم
 
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
 
یکی دو روز پیش .. نمی دونم کابل برگردون کرده بودن ... به کابل ها برگردون زده بودن .. کابل ها رو برگردونده بودن ... برگردها رو کابلونده بودن  ... کابل ها برگشته بودن ... یا ... خلاصه یه چیزی تو همین مایه ها بود .. بعد تلفن های ما به هم ریخته بود ... شماره ی خودمون رو می گرفتم یه خانومه جواب میداد ! .. گفتم شاید فامیلمونه و ما خبر نداریم ! شماره ی اونا رو می گرفتیم یه جا دیگه می افتاد ... خلاصه هر کسی یه جا افتاده بود ! ... ولی خوشبختانه خیلی زود بعد از 392 بار تلفن زدن اومدن درستش کردند !


+ نوشته شده توسط مهندس در ساعت 12:16 ب.ظ

مغز متفکر (13)


بالا