مخاطب نداریم

لطفاً پارک نفرمائید

حتی شما دوست عزیز

(’’’’\___ چــشـم تو چــشـم ___/’’’’)

 

 


سه‌شنبه 16 تیر‌ماه سال 1383

خیلی وقته ...

میشه از جنس تو بود ....

می دونی دریا مثل چی می مونه ؟
مثل یه آینه می مونه ...
وقتی جلوش می شینی و فکر می کنی همون چیزی که تو ذهنت هست رو بهت نشون میده ...
وقتی کنارش راه میری صداش میشه همون صدایی که می خوای ...
می تونی وسط موجها عکسی رو که دوست داری ببینی ....
می تونی توی خودت گم بشی و بری توی همون دنیایی که برای خودت ساختی ....
می تونی تا ته دریا ، تا اون جایی که چشم می بینه سفر کنی بدون اینکه خسته بشی ... بدون اینکه حرفی بزنی ...
شالی ...
می دونی . دلم برای شنیدنت تنگ شده ...
در ِ دلم رو بستم که طنین صدات تا همیشه توی دلم بمونه ، همیشه درحال انعکاس باشه ... هیچ وقت هم نمیذارم خارج بشه ... هنوز طعم صدات توی گوشم هست .........
هنوز صدات رو قاب کرده روی تاقچه دلم نگه داشتم ... به هیچ کس هم اجازه نمیدم بهش دست بزنه .. چشمام رو هم گذاشتم توی یه گلدون کوچولو کنارش تا همیشه توی چشمات نگاه کنم ......
صبح به صبح با چند تا گلبرگ غبار دلتنگی رو از روی قاب برمی دارم .. بعد هم لحظه های خشکیده و بوسه های پژمرده رو از دورش جمع می کنم ... بعد هم با چند تا قطره ی .... ، غصه ها ، که روی شیشه اش لک انداختن ، رو پاک می کنم .......
بعدش به آسمون نگاه می کنم و ......
عصار میگه : هنوزم خیس میشه چشمام ، وقتی .........
 
اگه حسش رو داری از موزیکهای سیاوش قمیشی آلبوم شکوفه های کویری سومین track رو گوش کن ... اینو داری ...
 
می دونی ..
خیلی وقته که موقع نوشتن اسمت دستم می لرزه ...
خیلی وقته که موقع گفتن اسمت دلم می لرزه ...
خیلی وقته که موقع به یاد افتادنت قلبم تیر می کشه ...
خیلی وقته که موقع نگاه کردن به چشمات ، چشمام تار میشه ...
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده ...
قلبم از دوری تو ، بدجوری دلتنگ شده ...
بعدِ تو .................................................


+ نوشته شده توسط مهندس در ساعت 08:23 ب.ظ

مغز متفکر (14)


بالا